خرید بک لینک

دلم گرفته

یک نفر گاهی همه زندگیت است … برای همین است که دلت برای همان یک نفر تنگ می شود این روزها بار عظیمی بر شانه هایم نشسته باری بیشتر از توان شانه هایم مثل الان … که تنها نشسته ام نه اتفاق بدی افتاده … نه از دستش ناراحتم … نه بیمارم … و نه … ولی از ته دل چیزی کم دارم ببین … دستانت را حضورت را خود خودت را کم دارم نه صدایت را ، آن هم از فاصله هزار کیلومتری

برچسب: نویسنده: کامیار رستگار تاريخ: پنجشنبه 2 مهر 1405 ساعت: 21:25

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم آمده‌ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم آمده‌ام که زر برم زر نبرم خبر برم گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می‌کند پیش گشادتیر او وای اگر سپر برم گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم آنک زادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار رستگار تاريخ: پنجشنبه 2 مهر 1405 ساعت: 21:25

مـــــیــــــنــــــو یــــــــــســــــــم :

با روزنه ای از امید که در دل کوچکم
سو سو میکند خوشحال هستم
از داشتن همه زیبایی های
اطرافم حالم خوب است
بخاطر همه چیزهایی
که عشق را برایم
متجلی میکند
مرا یاد همه
نگاه ها
صداها
خاطرات
زیباییت
میاندازد
وای خدای من
خدای خوبم
به خاطر تمام خوبی های زندگیم
ازت ممنون.

برچسب: نویسنده: کامیار رستگار تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 13:53

باش ساده میگم:

اول اینو بگم هنوزم هروقت ساعت جفت میشه بهت فک میکنم

دوم بگم کاش خواهش کردنام فرقی به حالت داشت

در نهایت اینکه

من با خیال داشتنت پا به این سفر گذاشتم

برچسب: نویسنده: کامیار رستگار تاريخ: يکشنبه 30 ارديبهشت 1403 ساعت: 14:31

مـــــیــــــنــــــو یــــــــــســــــــم :

با روزنه ای از امید که در دل کوچکم
سو سو میکند خوشحال هستم
از داشتن همه زیبایی های
اطرافم حالم خوب است
بخاطر همه چیزهایی
که عشق را برایم
متجلی میکند
مرا یاد همه
نگاه ها
صداها
خاطرات
زیباییت
میاندازد
وای خدای من
خدای خوبم
به خاطر تمام خوبی های زندگیم
ازت ممنون.

برچسب: نویسنده: کامیار رستگار تاريخ: يکشنبه 30 ارديبهشت 1403 ساعت: 14:31

همیشه آخرین سطر برایش مینوشتم
” روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد ”
می نوشتم
” روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم
که هنوز دوستم داشته باشی ”
می نوشتم
در نبودنت به تمام ذرات زندگی کافر شده ام
جز ایمانِ به بازگشتِ تو
امروز مینویسم
یقینا آمده است
ولی روزی که من از هراسِ دیوار ها
خانه را که نه
خودم را ترک کرده بودم.

برچسب: نویسنده: کامیار رستگار تاريخ: سه شنبه 13 دی 1401 ساعت: 14:52

كاش اینجا بودی... گل من گوهر من كاش اینجا بودی جان من جوهر من كاش اینجا بودی اگر اینجا بودی خانه خاموش نبود آینه فاصله داشت گل فراموش نبود وزن قلبم سنگین غربت و آهنگ نبود ساعت دیواری خسته از زنگ نبود گل من گوهر من كاش اینجا بودی جان من جوهر من كاش اینجا بودی با تو بودن هیهات تا ابد ممكن بود لحظه هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار رستگار تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 3:01

خدایا دوستت دارم نگاهم رو به سمتِ تو ؛ شبم آیینه ی ماهه دارم نزدیکتر میشم ؛ یکم تا آسمون راهه به دستای نیازِ من ؛ نگاهی کن ازون بالا من این آرامشه محضو ؛ به تو مدیونم این روزا تو دیدی من خطا کردم ؛ دلم گُم شد دعا کردم کمک کن تا نفس مونده ؛ به آغوشه تو برگردم تو حتی از خودم بهتر ؛ غریبی هاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار رستگار تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 3:01

خنده ام میگیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری بی انکه سراغی از دل اواره بگیری میگویی دلم برایت تنگ است یا مرا ب بازی گرفته ای یا معنی واژهایت را خوب نمیدانی... دلتنگی ارزانی خودت........ + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ساعت 15:44 توسط حــــامــــــــــــد | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار رستگار تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 3:01

پاییز را میخوانم تا شاید باران بیاید تا باز بروید ٬ زنده شود امان از این آفتاب بی دریغ هیچ ابری در آسمان نیست در زندان گریه اسیر مانده ام ـ پاییز ـ کجاست باران! کجاست باران! + نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر ۱۳۹۴ساعت 9:39 توسط حــــامــــــــــــد | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار رستگار تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 3:01

مرز مرز تو و چشمام روزیکه پیدا شد این مرز میتونه مرز جهان باشه هر روز احساسم پیش تو رو میشه تا اسمت و میگم دنبا شروع میشه وقت پرستیدن کی لایقت بوده اینقدر رویایی کی عاشقت بوده دنیا خرابت شد اینو به کی میگی من عاشقت بودم دنیا رو چی میگی + نوشته شده در دوشنبه ششم مهر ۱۳۹۴ساعت 0:53 توسط حــــاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار رستگار تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 3:01

مـــــیــــــنــــــو یــــــــــســــــــم :

با روزنه ای از امید که در دل کوچکم
سو سو میکند خوشحال هستم
از داشتن همه زیبایی های
اطرافم حالم خوب است
بخاطر همه چیزهایی
که عشق را برایم
متجلی میکند
مرا یاد همه
نگاه ها
صداها
خاطرات
زیباییت
میاندازد
وای خدای من
خدای خوبم
به خاطر تمام خوبی های زندگیم
ازت ممنون.

برچسب: نویسنده: کامیار رستگار تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 3:01

صفحه بندی